الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
297
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
« همانا بيعت ابو بكر لغزشى بود كه خداوند مسلمين را از شرّ آن بازداشت » . ( 1 ) « امام شرف الدين » مىگويد : « اگر فرض شود نصّى در مورد خلافت در خصوص شخصى از خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله وجود نداشته باشد و فرض شود آنان از نظر اصل و نسب يا اخلاق و جهاد و يا علم و عمل و يا ايمان و اخلاص برجسته نيستند و در هر فضيلتى پيشتاز نبوده بلكه همچون ديگر صحابه بودهاند ، آيا مانعى شرعى يا عقلى و يا عرفى وجود داشته كه انجام بيعت به بعد از فراغت آنان از تجهيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله موكول شود و يا اينكه حفظ امنيت تا هنگام استقرار امر خلافت به يك فرماندهى نظامى موقت سپرده شود ؟ آيا اين تعداد از درنگ و تأمّل در مورد آن داغديدگان ، مناسبتر نبوده است ؟ در حالى كه آنان امانت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و بازماندهء آن حضرت نزد آنها بودهاند و خداى تعالى فرموده است : لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ « 1 » . « به حقيقت پيامبرى از خودتان براى شما آمده است كه آنچه شما را به زحمت اندازد بر او گران باشد ، بر شما دلسوز است و نسبت به مؤمنين ، رءوف و مهربان مىباشد . ( 2 ) آيا از حق اين پيامبر كه رنج امّت بر او گران است و بر سعادت آن ، حريص و نسبت به آن ، رأفت و رحمت دارد ، نيست كه عترت وى رنجانيده نشود و اين گونه كه غافلگير شد ، غافلگير نشود ، در حالى كه زخم آن هنوز بهبودى نيافته و پيامبر به خاك سپرده نشده بود ؟ . . . » « 2 » .
--> ( 1 ) توبه / 128 . ( 2 ) النص و الاجتهاد ، ص 79 - 80 .